خرید بک لینک
عزیز دل هنوز مرا آن زلیخای دیوانه میخوانی؟ چه کردم با تو که چنین مرا از خود میرانی؟ شب هایم پر شده از حسرت بودن در بهشت آغوشت نگاه کن! تو از تمنای چشمانم چه بی رحمانه گریزانی؟ من لرزانم از ترس شبخون رقیب برای دیدن چشمانت تو آنگه برای دیدن یارت منتظر در این کوچه و خیابانی نشد با بوسه ای مست و آرام شبی در بهشتت مهمانم کنی با نگاه های مغرور و مردانه ات بگویی در فراق من توهم پریشانی امشب باز دلتنگ مستانگی با باده ای از لبهای تو هستم افسوس تو با بی وفایی رفته بودی دریغ از اندکی پشیمانی ارادتمند:یلدا بیابانی Instagram:Yalda_bn74

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 19:57

بی تو نسیم بهاران فرقی نداشت با شب های سرد آبان طبق روال روز آخر من مانده بودم تنها زیر این باران نوشتم تا یادت بیندازم رفتی که من شاعرت شوم رویای خیس ماندی و من هم در خود فرو رفتم به سبک شاعران در فراقت گفتم لعنت به روزی که بار اول قلم به دستم دادی افسوس در خواب ناز بودی و ندانستی این خلا بعد تو ندارد دگر درمان من هم آن روزها تمنایم این بود با تو خوشبخت باشم رفتی که تنها بمانم مثل این ستاره خاموش کنج آسمان یادت میاد که گفته بودی ماندن کنار هیچ مردی زورکی نیست؟ آه.آن شب بار اول بود پیوستم به جمع شراب خواران برنگرد...تو بودی که جرات ندادی بگویم بی تو میمیرم

برچسب: شب های سرد,شب های سرد من,شب های سرد زمستان,شب های سرد غربت,شب های سرد تنهایی,شب هاي سرد,شب های سرد بی تو,مهدی ساعی شبهای سرد,دانلود آهنگ مهدی ساعی شبهای سرد,وبلاگ شب های سرد, نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 19:56

هوای چشمانم شده همچو شب های شرجی خرم آباد

از کوچه های دیروز که رهگذر بودی در آن نمیکنی یاد

بی وفا نگفتی با چه انگیزه ای در پاییز چشمانت قلم بزنم؟

آری این لیلا را با گرمای چشمانت میکشیدی تا انتهای غزل آباد

پرنده بی بال و پرم که مانده ام تنها در این شهر لعنتی

این نامه خیس کی به تو میرسد با طوفان عشق و تندی این باد؟

بنگر که در دفترم تو را پرستوی عاشق نقاشی کرده ام

افسوس خودت فراموش کرده ای که هستی زاده ماه خرداد

با تشکر:یلدا بیابانی

برچسب: هوای چشمانم بارانیست,هوای چشمانم, نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 19:56

عاشقت بودم و افسوس برای ما نبودی تا ابد همسفری آشنا بودی و افسوس باز هم زدی بر جگر ما خنجری گفتم گر دلگیر شدی از رقیب بزن به آشیانه ما سری یکبار در آغوش من مزن دم از هوای کس دیگری ز اشک ناامیدی در فراقت کور شد دو چشم و تو نیامدی هنوز در هوای تو نفس میکشم،برگرد و بزن این بار ضربه محکمتری ندانستی بدون تو نمانده بود برای من جز خون دل اثری در لحظه مرگ هم میبارد از چشم همیشه خیس باران مختصری امشب پایان دردهای مزمن و سر مگوی غم هجران تو است مرگ راز نهانی بود در قلب تقدیر که قبل رسیدن نزد دری ارادتمند:یلدا بیابانی

برچسب: خون جگر,خون جگرم خوردی,خون جگر خوردن,خون جگر شعر,خون جگر شود,خون جگر علی فانی,خون جگر حافظ,خون جگری,جگرها خون شود تا,جگرها خون شود, نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 19:56

صفحه بندی